تبليغاتX
بی خداحافظ
 
   

 

بی خداحافظ
 

مهدی

مهدی رحیمی
خرمدره
من همانم كه اگر عشقم مرا یاد کند به صفای قدمش دیده ی خود فرش کنم ....! دوستت دارم...!!!

با آرزوی بهترین ها برای بازدیدکنندگان عزیز امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد نظرات و پیشنهاد ها وهر گونه انتقاد خود را در بخش نظرات مطرح کنید تا در اولین فرصت مورد بررسی قرار گیرد.


آخرين يادگاري ها

SHOMA HARFATONO GOFTIN MANAM ... PAS KHODAHAFEZ TA ON ROZ .

خدانگهدار تا اون روز !!


نون عشقو می خورم منت نونوا ندارم
سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم
توی دنیایی که گرگ و برگی تو ذاتشه
من می خوام خودم باشم با هیشکی کاری ندارم
××××××××××
دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

در آواز شب اويز هاي عاشق؟

در چشمان يک عاشق مضطرب؟

در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
بخوانم.

کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
دنيا نيايند.

مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
هديه نشود.

دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...


www.mmahdilove@yahoo.com

» هفته اوّل آذر 1388
» هفته سوم مهر 1388
» هفته چهارم شهریور 1388
» هفته اوّل دی 1387
» هفته سوم مرداد 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته اوّل اسفند 1386
» عاشقانه

» گل مریم
» روز تنهايي من فرا رسیده
» تلخي سكوت غربت
» سوت و كور خانه
» خدانگهدار
» دلتنگیها ...
» رهگذر غریب
» عشق
» چند مطلب آموزنده
» حدس
 

گل مریم جمعه ششم آذر 1388
 

آه از اين زندگي

از اين همه دلتنگي كه براي قلب كوچك و شكسته ي من دردي بس بسيار است

آه از اين فراق و جدايي

آه از اين اشك و از اين حسرت تمام ناشدني

آه از دل شكسته ام

آه از قلب پاره پاره ام

آه كه اين همه درد و غصه كه لحظه اي مجالم نمي دهد

آه اي دل غصه دارم

مرحمي را نيافتم تا التيام زخمت باشد

دل من بسيار غمگين است

از اين همه بي مهري و بي معرفتي

از آدمهايي كه فقط ادعاشونه كه دوستت هستن

اما اي دريغ كه هرگز نشناختمشان

حالا كه محتاج دستاني براي كمك هستم

 ------------

گل مريم

آرزو داشتم

دشتي

پر از گل هاي مريم ......

پر از محبوبه هاي شب ...... داشته باشم

اما .....از آن همه گل هاي مريم و شب بو .....

فقظ يك  شاخه گل مريم .... و يك گلدان  شب بو داشتم  ...

كه عطرش در حياط خانه كوچك من مي پيچيد

و مرهم دردها و غمهايم بود

اما سرماي پاييز

تنها شاخه مريم را.... تنها  گل شب بو را ... خشكاند

و اينك منم

پسری  تنها ....بدون گل مريم

بدون محبوبه هاي شب

با اين حال پاييز را دوست دارم

Ghole Maryam

 


 

 
 
 

روز تنهايي من فرا رسیده جمعه هفدهم مهر 1388
 

نمی دونم چی بگم ..

حالا که از من دوری نمی دونم چطوری زنده بمونم

گفتی من دیوونه بودم آره من دیوونه بودم چون حالا که دوری نمی دونم با کی بمونم.

تو دوری هنوزم خاطراتت زنده موندن .

هنوزم هر شب و هر روز به یادت می نویسم....

دلتنگی های بیشترم رو پشت اشک های اسمون می ریزیم تا که معلوم نباشه چقدر عاشقت بودم.

رفتی اما نگفتم خداحافظ تا همیشه چون هنوزم با منی توی قلبم تا همیشه...

اما خداحافظ خداحافظ به ظاهر و خوش آمدی به این قلب که نداره هیچ قراری

 

*************

 

من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم
و کس باور نمی دارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم
تنم بوی علفهای غروب جمعه را دارد
دلم می خواهد از تنهاترین شهر خدا یک قصه بنویسم
و یا یک تابلوی ساده.....
که قسمت را در آن آبی کنم حرف دلم را سبز
و این نقاشی دنیای تنهایی
بماند یادگارخستگی هایم
و می دانم که هر چشمی نخواهد دید
شهر رنگی من را

 

**************

 

روز تنهايي من...
روز نيلوفري ياد تو بود
ياد لبخند نگاهت ...
ياد رويايي آغوش تو بود
روز تنهايي من...
چهره سرد زمين يخ زده بود
گره مردمك چشم تو باز
به نگاه شب تنهاييمان زل زده بود
روز تنهايي وغم.!
قدر دلتنگي من...
آســـمان پــيدا بود
.....
...
آخرين قطره اشكت ..
روي بيراهه ي ذهنم لغزيد
يـــــــــاد بــــــاد....
ياد خاكستري بغض قديمي
كه در آغوش نگاه تو شكست
يادي از رنگ فراق
رنگي از...داد ســــكـوت!!!
.....
...
اشك من جاري شد...
جاي تو خالي بود
جـــــــــاي تـــــــــو ..
عكس تو در تاغچه ي كوچك قلبم خنديد
شعر دلتنگي من سخت گريست
.....
...
روز تنهايي من...
بـــي تـــــــــــــو گذشت..
بــــي تـــــــــو نوشت.
بــــي تو شكست..

 

***********

 

شب تو موهای قشنگت گل صد ستاره کاشته

گل لاله بوسه هاشو رولب تو جا گذاشته

دل آیینه شکسته از صدای هق هق من

بی تو بوی غم گرفته همه دقایق من

شعر دلتنگی من رو کاش میومدی می خوندی

غربت تنهاییامو مثل آتیش می سوزوندی

چه شبایی که با گریه پشت این پنجره موندم

همه غم های دلم رو به یاد چشم تو خوندم

می رسی یه روز تو از راه می دونم که دیر نمی شه

دل دلمرده عاشق از غم تو پیر نمی شه

شعر دلتنگی من رو کاش میومدی می خوندی

غربت تنهاییامو مثل آتیش می سوزوندی

 

*******************

 تنهایی

 

با نظراتتون منو همراهی کنید. متشکرم !

 


 

 
 
 

تلخي سكوت غربت سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
 

 آنکس که درد عشق بداند

 اشکی بر این سخن بیفشاند:

 این سان که ذرّه های دل بی قرار من

 سر در کمند عشق تو،جان در هوای توست

 شاید محال نیست که بعد از هزار سال،

 روزی غبار ما را،آشفته پوی باد

 در دوردست دشتی از دیده ها نهان،

 بر برگِ ارغوانی،

پیچیده با خزان

 یا پای جویباری،

 چون اشک ما روان

 پهلوی یکدیگر بنشاند!

 ما را به یکدیگر برساند!

 ---------------------------------

ببار بارون ببار بارون                    دلم از زندگي خونه
ديگه هر جاي اين دنيا                    برام مثل يک زندونه
        *********
        *********
ببار بارون که دلگيرم                  ببار بارون که غمگينم
خراب حال من امشب                  دارم از غصه ميميرم


 


 

        *********
        *********
ببار اي نم نم بارون               ببار امشب دلم خسته است 
ببار امشب دلم تنگه                همه درها بروم بسته است


 

        *********
        *********
ببار اي ابر باروني                       ببار و گونمو تر کن
مثله بغض دل ابرا                  بباراين بغض و پرپر کن


 

        *********
        *********
نه دستي از سر ياري                    پناه خستگي هام شد
نه فرياد هم آوازي                        غرور خلوت ما شد


 

        *********
        *********
نه دل گرمي به رويايي              که من هم بغض  بارونم
نه اميدي به فردايي                       که از فردا گريزونم


 

----------------------------------

mahdi

 

گله‌اي نيست اگر طاق جهان تاريک است
راه من تا دل تو راه کج و باريک است
گله‌اي نيست اگر با دل من بد شده‌اي
از کنار غم من رقص کنان رد شده‌اي
دل من تنگ نگشته، گله از دوري نيست
شِکوه از دوري راه و غم رنجوري است
حرفم از سردي کاشانه بي چلچله است
از غم تنگي دست تو هزاران گله است
خانه بي روي تو کابوس شب من شده است
شيشه قلب تو اي جان! مگر آهن شده است
نشد آن روز که تو وعده فردا ندهي
وعده يک سبد مريم زيبا ندهي
تو بگو چند کُنم صبر که تو پَر بکشي؟
به شب دفتر من کِي ميشه اختر بکشي؟
کي ميشه دلت بياد براي قلبم بميره؟
کي ميشه خاطره‌هام رنگ حقيقت بگيره؟....

 


 

 
 
 

سوت و كور خانه جمعه بیست و هفتم شهریور 1388
 

شايد تنهايي من در ظلمت شب بود كه اين كلمه ي بي جان پر از روح را ساخت
شايد هم گريزي بود بر هزار راز نهان كه بگويد راز تنهايي سكوت را و بگويد چه رازيست در سوت و كور خانه
آري حال ميدانم سوت و كور يعني چه يعني سكوت و تنهايي كنار وحشت يك راز نهان

مهدی

 


 

 
 
 

خدانگهدار سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
 

 

تو به من خندیدی

ونمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی وهنوز,

سال ها هست که در گوش من آرام,

آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

ومن اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا,

خانه ی کوچک ما

سیب نداشت


 

 
 
 

دلتنگیها ... پنجشنبه پنجم دی 1387
 

  دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

  خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

  به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

  دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

  در آواز شب اويز هاي عاشق؟

  در چشمان يک عاشق مضطرب؟

  در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

  دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

  و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

  اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
  بخوانم.

  کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

  مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
  دنيا نيايند.

  مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

  مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
  هديه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

  دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

  دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

  دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...


 

 
 
» ساز شکسته
» *تبلیغات رایگان در اینترنت *
» عشق دروغ نیست
» زندگی خیلی زیباست
» دختر عاشق
» کلبه ی تنهایی من
» سلطان عشق
» عشق من عاشقم باش
» زخمی تر از همیشه
» چشمان بارانی
» عاشقان دل شکسته
» عشق مرده
» کارت پستال در خواستی (حتما یه سری بزنید)
» برای دل آسمانیم
» √ عکس√ جوک √ مطالب جالب و خواندنی √ SMS جدید ۩۞۩
» اتوباكس هوشمند بادمجون
» لینک باکس من و تو
  RSS 2.0  


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ